بهتون قول داده بودیم که تحقیق رو واستون بزاریم که الان همین کارم کردیم

 

شهرستان کرج ناحیه 1

 

گروه تاریخ شناسی دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی دهخدا

تقدیم می کند

موضوع:

خط و زبان درایران باستان

 

دبیر راهنما:

جناب آقای محسنی

  

پژوهندگان:

1- سپهر شمس

2- سامان مظلومی

3- علی رضا نورمحمدی

 

 

رشته ی ادبیات و علوم انسانی

سال تحصیلی 89 - 1388

تقدیم وتشکر:

    این تحقیق را تقدیم می کنیم به بزرگترین و مقتدر ترین شاهنشاه ایران، شاه شاهان، کوروش کبیر که باعث سرافرازی و سروری ما ایرانیان است. او کسی است که نامش عظمت ایران را به یاد می آورد.

  همچنین از جناب آقای محسنی دبیر راهنما ،و سایر کسانی که در این تحقیق ، ما را یاری نمودند،سپاسگزاریم.

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان ...............................................................................................صفحه

 

مقدمه................................................................................................5

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1) هدف و ضرورت تحقیق...................................................................6

2-1) روش تحقیق ................................................................................6

3-1) پیشینه ی تحقیق ............................................................................6

فصل دوم: پیدایش خط میخی تا زمان هخامنشیان

1-2) پیدایش و نام گذاری خط میخی .......................................................... 8    

2-2) خط میخی چگونه خوانده شد ............................................................ 8  

3-2) شیوه ی تدریس خط میخی ............................................................... 9

4-2) خط میخی .................................................................................11

5-2) خط میخی هخامنشی ..................................................................... 11

6-2) اعداد در دوره ی هخامنشی ............................................................ 15

7-2) دوره ی فطرت در خط میخی .......................................................... 15

8-2) عوامل عدم استفاده از خط میخی ...................................................... 15

فصل سوم: زبان فارسی باستان

1-3) زبان فارسی و سرگذشت آن .............................................................16

2-3) زبان های دوره ی باستان ................................................................16

3-3) زبان و خط پهلوی ....................................................................... 18

4-3) زبان های دوره ی میانه..................................................................21

5-3) زبان های ایران میانه غربی ........................................................... 21

6-3) عوامل عدم استفاده ی خط پهلوی ...................................................... 25

فصل چهارم: نتایج تحقیق

1-4) نتیجه گیری ..............................................................................26

2-4) منابع ..................................................................................... 27 

 

مقدمه

انسان از آن سال های اولیه ی خلقت در پی راهی برای ارتباط با یکدیگر بوده است.

وی با اختراع خط توانست بر بسیاری از مشکلات غلبه کند.انسان در ابتدا با ابداع خط تصویری توانست اشکالی را که در ذهن خود به وجود می آمد را به تصویر بکشد و از این طریق موفق شد تا مشکلاتی را که بر سر راه داشت حل کند .چنانچه امروزه هم بشر از خط تصویری برای راهنمایی رانندگان در خیابان ها در غالب تابلو های راهنمایی رانندگی استفاده می کند.

خط تصویری به دلیل مشکلاتی که در نوشتن داشت به تدریج کنار گذاشته شد و از

آن پس انسان توانست با هوش و درایت خود و همچنین خلاقیت هایی که در خویش داشت توانست خط های دیگری را اختراع کند.

با اینکه امروزه وسایل پیشرفته و فراوانی برای ارتباط انسان ها وجود دارد خط

جایگاه خود را حفظ کرده، که همان طورکه می بینیم خط یکی از 5 اختراع بزرگ بشر است. ما هم سعی کردیم با مطالعه و تلاش بسیار جایگاه خط را نشان دهیم که امید وار هستیم مورد عنایت شما عزیزان قرار بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول: کلیات تحقیق

 

(1-1) ضرورت و هدف تحقیق

ضرورت این تحقیق درآن است که این همه تلاش هایی که در تمام سال ها یعنی از آغاز و

گسترش قلمرو ایران تا به امروز که همه و همه برای ما و نسل های بعد از ما به وجود آمده به هدر نرود و ما با احترام گذاشتن به آداب و رسوم پیشینیان ، سرگذشت قوم خود را هیچ وقت فراموش نکنیم.

هدف از گردآوری این تحقیق آشنایی بیشتر افراد با خط و زبان فارسی پیشینیان ما بوده تا

بتوانند و بدانند چگونه این خطوط تحلیل و بررسی شده و چگونه و توسط چه گروه از افرادی خوانده و پیدایش شده و چطور از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و شامل چه تغییراتی شده که تا به امروز به خط و زبان فارسی کنونی تبدیل شده است.

وظیفه ی ما در قبال این نسل کهن که یکی از بزرگ ترین تمدن ها به شمار می آید این است که

در حفظ و نگهداری آثار و بقایای باقی مانده از این حکومت و شاهان و بزرگانی که در آبادانی کشور هر یک به میزان خود توانمند بوده اند کوشا باشیم.

(2-1) روش تحقیق

از مجموع روش هایی که این گروه برای کسب اطلاعات بیشتر استفاده کرده و توانسته است

این مطالب را بهتر ارائه کند روش تحقیق تاریخی و روش گردآوری اطلاعات به صورت

کتابخانه ای بوده است.

1- روش تاریخی: تاریخ یعنی تعریف و توصیف وقایع گذشته و تجزیه و تحلیل انتقادی وقایع

به طوری که علل حوادث گذشته را روشن کند و تمامی وقایع مربوط به انسان های گذشته را در بر گیرد. در این روش محقق حقایق گذشته را جمع آوری و ارزش گذاری کرده و سپس به صحت و سقم این اطلاعات مبادرت می ورزد و از ترکیب داده های حاصله به تحلیلی منظم پیرامون واقعه مورد نظر می پردازد.

2- روش کتابخانه ای: دراین روش مطالب مرتبط با موضوع از طریق مطالعه ی کتب،مجلات

و سایت های اینترنتی گردآوری و در فیش های مخصوص ثبت می شود.

 (3-1) پیشینه ی تحقیق

  همان طور که می دانیم پیشینه ی تحقیق به دو دسته در داخل و خارج از کشور تقسیم

می شود. در یک بررسی تاریخی می توان مشاهده نمود که اهمیت زیادی به این مسئله داده شده ، تاریخ شناسان و دانشمندان زیادی در این موضوع کار کرده و همین طورکتاب ها و مقاله های زیادی در این خصوص نوشته شده است.

اگر بخواهیم در خارج از کشوربررسی کنیم می توان مشاهده کرد که آنقدر تمدن ایرانی گسترده و عمق مطالب عمیق است که دانشمندان زیادی را به خود جلب کرده که سال هاست درباره ی  زبان ،خط ، آداب و رسوم ایرانی درحال تحقیق در سطح وسیع هستند و مطالب و اکتشافات زیادی در این باره ارائه کرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم: پیدایش خط میخی تا زمان هخامنشی

(1-2) پیدایش و نام گذاری خط میخی

    اولین خطی که ایرانیان در نوشته های خود از آن استفاده می کردند خط میخی بوده است. 

علل نام گذاری این خط به خط میخی آن بود که برای نوشتن آن از میله ی آهنی یا چوبی کوچک شبیه به میخ استفاده میکردند وخط هایی که با آن بر لوحه های گلی نقش میکردند شبیه به میخ بود.این خط دارای 36حرف بود و از چپ به راست نوشته می شد.

این خط حدود 800 سال پیش از میلاد مسیح به ایران راه یافته است و همانطور که پروفسور

هالوگ و محققان دیگر در سال های گذشته نشان داده اند کوروش اولین کسی بود که این خط را به کار برد بنابراین سنگ نوشته ای که می گوید (منم کوروش شاه و یک هخامنشی هستم)را باید از کوروش دانست.این جمله نخستین جمله ای است که به خط میخی در دشت مرغاب به جای مانده است.

البته کتیبه های دیگری هم در دست است که نشان می دهد پادشاهان دیگری هم در سنگ

نبشته های های خود از خط میخی استفاده می کردند مانند: داریوش،خشایارشا،اردشیراول،اردشیردوم واردشیرسوم). این خطوط اغلب در بدنه ی کوه ها و دیوار های کوچک و ستون ها نقش بسته؛ مثل کوه باغستان(بیستون)،کوه الوند و در مناطقی چون ارمنستان و شوش و و تخت جمشید نیز به چشم می خورد.

(2-2) خط میخی چگونه خوانده شد

تا اواخر قرن هجدهم خط میخی به کلی مجهول و ناشناخته بود به طوری که پیشینیان آن را

خط اجنه می دانستند. در سال 1802 دانشمند آلمانی به نام (گروتفند)1 موفق شد 10 علامت خط پارسی باستان را بیابد. در سال 1837 یکی از افسران انگلیسی به نام (راولینس)2 که مقیم کرمانشاه بود

کلیه ی علامت های خط میخی را کشف کرده و ترجمه ی کامل کتیبه ی بزرگ داریوش کبیر را در بیستون به بخش آسیایی سانتی در لندن تسلیم کرد.

درسال 1851 نیز ترجمه ی 112 سطر از متون بابلی کتیبه ی بیستون را به چاپ رساند.

خاورشناسان از آن پس با تطبیق پارسی باستان با ترجمه های عیلامی و بابلی که در بسیاری از نقاط تاریخی موجود است توانسته اند مطالبی که با آن دو خط نوشته شده و مفاهیم آن دو زبان را به دست آورده و کشف کنند.

 

 

 

(3-2) شیوه ی تدریس خط میخی

در آن زمان خط میخی در مدارس و یا فضاهایی مانند مدرسه های کنونی برای تدریس به

دانش آموزان اختصاص می دادند و فقط به یک سری از دانش آموزان که درآینده قرار بود کاتبان یا منشی های ادارات ویا کسانی که ارتباطات پیامی را انجام دهند آموزش داده می شد.

و شیوه ی نوشتن خط میخی و تدریس آن هم مانند عکس فوق بود، به این صورت که خاک رس

را به صورت یک تکه گِل صفت در می آوردند و آن رادر هر چند سطری که می خواستند تقسیم

می کردند و بعد حروف را با شیئی که شبیه به میخ بود می نوشتند. 

 

__________________

1- D pe  نشانه گر به ترتیب از چپ به راست: داریوش، پرسپولیس، شماره ی e

یک نکته، خط میخی کتیبه ای جدا نوشته می شود اما میخی کتابی متصل نمونه میخی کتیبه ای عکس فوق.

(4-2) خط میخی

آثاری که از زبان پارسی باستان داریم همه به خط میخی است و هیچ نشانه ای نداریم تا بتوان گمان برد که این زبان به خطی دیگر نیز نوشته می شده است. از دوره بعد از هخامنشیان تنها یک سنگ نوشته به خط آرامی در نقش رستم هست که گمان می رود زبان آن پارسی باستان باشد، اما از این نوشته تاکنون تنها چند کلمه ای خوانده شده است.

خط میخی پارسی از خط میخی اکدی مأخوذ است. اما پارسیان، حروف خط مزبور را بسیار ساده کرده و برای نوشتن زبان خود مناسب ساخته اند، تا آنجا که این خط اکدی یک حرف، یعنی یک علامت خطی، هم نشانه یک یا چند کلمه است و هم واک نخستین یا هجای اول یکی از آن کلمات را در ترکیب با حرفهای دیگر نشان می دهد.

اما در خط میخی پارسی باستان هر حرف نشانه یک مصوّت، یا یک صامت به علاوه یک مصوّت است. این خط شامل 36 حرف است. پنج علامت نیز هست که هر یک برای یک کلمه مستقل به کار می رود. یک نشانه برای جزء صرفی آخر کلمه و دو نشانه برای جدا کردن کلمات از یکدیگر، و نشانه های خاص برای اعداد نیز وجود دارد.

(5-2) خط میخی هخامنشی

برخی اعتقاد دارندبا این که خط میخی هخامنشی از سرزمین های بابل و آشور به ایران رسیده  

به اندازه ای تغییر یافته که به صورت یک خط الفبائی در آمده است.

خط میخی هخامنشی دارای 40 حرف یا علامت بود.سه علامت آن که حروف با صدا

می باشد (مصوت) که عبارت اند از : (( آ- ای –او)) بقیه حروف نیز صامت و مصوت هستند یعنی با تلفظ می آیند مثل:  (کا،کو،گا،خا،چا،جا،جی، تا،تو،وی، دو) است.

علاوه بر اینها خط میخی هخامنشی دارای چهار علامت ایدئوگرام  هم بود. ( ایدئوگرام علامتی

است که مفهوم لغتی را نشان می دهند نه مفهوم تلفظی). این 4 علامت عبارت اند از ((خشایثیه به معنی شاه,دهیو به معنی کشور, بومی به معنی زمین یا خاک واورامزد به معنی اهورامزدا)).

 

 

 

 

 در اینجا همان طور که مشاهده می شود نمونه ای از خط میخی کتابی است که متصل

(بدون فاصله) نوشته شده است.   

 

 

خط در آغاز توسط  سومری های شنعاری ابداع شده است و پس از آن ها به اقوام اکدی وبابلی

می رسد و بابلی ها آن را ساده کردند و با این توصیف رضایت پیروان قوم تلمود و متعصبان نژادی را جلب می کنند زیرا سر انجام بابلیان سامی نژاد مبتکر ساده کردن و رواج خط میخی در جهان معرفی شدند و به این ترتیب خط و زبان همه ی ملل خاورمیانه ، بابلی و سامی  می شود و خواه

ناخواه فرهنگ و دانش و هنر همه ی این سرزمین ها از دو هزار سال پیش از میلاد مسیح رنگ سامی به خود می گیرد و هیچ یک از ملت هایی که در عرصه خاورمیانه ظهور کردند با این تدبیر صاحب فرهنگ و هنر و مدنیت مستقل شناخته نمی شود.

در روزگار هخامنشیان خط دیگری به ایران راه یافت و رفته رفته جای خط میخی راگرفت و

آن را از میان برد و آن خط آرامی است چون این خط از فنیقی ها گرفته شده و به دستیاری آرامی ها به سرزمین های بابل و آشور راه یافته است، در آن زمان که خط آرامی خط بین المللی بود کاتبان از هر سرزمینی که نامه و پیامی در یافت می کردند آن را به زبان آرامی تبدیل می کردند و همین طوراگر شاهان نامه و پیامی برای دیگر کشور ها می خواستند بفرستند ان را به آرامی تبدیل کرده و سپس آن را می فرستادند.

اما در مورد ایرانیان به آن دلیل که آن ها خط علائمی و نقشی را توانسته بودند به خط کامل و

واقعی که خط الفبائی و آوائی باشد ، تبدیل کنند؛ با در دست داشتن همین سند می توان گفت که همین ملت با داشتن این ذوق و قریحه و استعداد ، خط نقشی و علائمی را آفریده ،سپس آن را ساده کرده و پس از ساده کردن خط، دست به آخرین مرحله ی تکمیل آن که الفبائی کردن خط باشد، زده و در این راه به پیروزی و موفقیت کامل دست یافته است.

خط الفبائی ایران که نخستین خط الفبائی جهان است و قدمت آن حداقل تا آغاز دوران

سلطنت ماد ها پیش می رود ، درمیان آریایی ها رواج داشته و مردم سرزمین اشان (عیلام) که نیاکان کوروش یعنی هخامنشی ها باشند با این خط آشنایی داشتند و با آن لوح های سنگی و فلزی را

می نوشتند.

لوح آریارمن درحدود 640 سال پیش ازمیلاد مسیح نوشته شده است و جنس آن از طلا است

که در سال 1920 در همدان کشف شد و هم اکنون در موزه ی برلین نگه داری می شود اندازه ی آن 12در8 سانتی متر است و 10 سطر دارد که به خط میخی الفبائی پارسی نوشته شده است و معنی آن به زبان فارسی امروز چنین است:

 ((آریارمن شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه پارس،پسر چیش پش شاه،نوه ی هخامنش.آریارمن

می گوید:این کشور پارس که من دارم و دارای اسبان خوب و مردمان نیک است اهورامزدا آن را به من عطا کرده است از رحمت اهورامزدا، من شاه این کشورم،آریارمن شاه می گوید:اهورامزدا من را یاری کند.))

در اینجا لازم است به نکته ای توجه کرد و آن اشاراتی است از داریوش در کتیبه ی بیستون:

 ((داریوش شاه گوید:اگر این خط یا این پیکرها را بدبینی و تباهشان سازی و تا هنگامی که تو را توانایی است نگاهشان نداری اهورامزدا تو را دشمن باشد و تو را دودمان نباشد و آنچه کردی اهورامزدا آن را بر اندازد.))

داریوش شاه در این کتیبه به روشنی و وضوح نفرین می کند کسانی را که نوشته یا

صورت های سنگ نگاری شده را محو یا نابود سازند؛ و از این نفرین می توان به یک راز تاریخی پی بردکه پیش از داریوش سنگ نوشته هایی بوده است و کسانی به نابودی و تباه ساختن آنها دست زده بودند؛ چون پیشینه ی چنین کار ناشایستی وجود داشته؛ از این رهگذر داریوش برای سنگ نوشته اش دلنگران بود و به منظور حفظ آن از دستبرد تبهکاران جز نفرین دست بر چند عمل احتیاط آمیز دیگر نیز زده بود؛ از جمله سنگ نوشته ی بیستون را در جایی و مکانی بر گزیده بود که دور از دسترس مردم باشد.آن را در جایی حکاکی کرده بودند که مرتفع بود و حتی از بالای کوه نیز نتوان به آن دست یا فت . پس از این که نگارگری صورت ها و خط ها پایان گرفت؛ همه ی راه های دسترسی به آن به دستور داریوش از بین رفت؛ تا به هیچ وجه دسترسی به آن ممکن نباشد ، مگر با سوار کردن پلکان های رفیع و تحمل رنج و سختی زیاد و صرف مدت ها وقت واضح است که این تدبیر و پیش بینی داریوش بزرگ تا چه اندازه بجا ومدبرانه بوده است و از هوش و درایت آن پادشاه فرزانه حکایت دارد.

 

(6-2) اعداد در دوره ی هخامنشی

اعداد را در این دوره از چپ به راست به شکل زیر می نوشتند.

 

 30 -  20 -  10 .............  5  -  4  -  3  -  2  -  1 

از ترکیب عدد 3  و 10 عدد 13 را می نوشتند به این صورت (       ) و برای 15 علامت (       )

را می نوشتند یعنی اعداد کوچک تر را سمت راست اعداد بزرگ تر قرار می دادند.

این اعداد مانند خط هخامنشیان از چپ به راست نوشته می شد که بعد ها در دوره ی اشکانیان و ساسانیان از راست به چپ تغییر کرد در اعداد دوره ی هخوامنشی برای نوشتن عدد بزرگی مانند 1333 از چپ به راست ابتدا عدد بزرگ تر را می نوشتند به این ترتیب:

 

3      30         300           1000

(7-2) دوره ی فطرت در خط میخی

از کتیبه های شاهان متاخر هخامنشی می توان دریافت که خط میخی و زبان پارسی باستان از همان ایام رو به سادگی میرفت. به همین مناسبت این جریان را مقدمه ی ظهور پارسی میانه (پهلوی) در اواخر دوره ی هخامنشی می دانند.2

(8-2) عوامل به کار نبردن خط میخی

عواملی که باعث شد خط میخی به سبب دشواری هایش مورد  استفاده قرار نگیرد عبارتند از:

1-  نوشتن خط میخی در مقایسه با خط فینیقی و مصری که آن را روی پاپیروس و نوار های گیاهی می نوشتند بسیار مشکل بود.

2- خط فینیقی علایم کمتری داشت اما خط دوره ی هخامنشی را با ابزار های فلزی نمی نوانستند روی نوارهای گیاهی بنویسند.

3- خط میخی به علت سختی آن درهنگام نوشتن و احتیاج داشتن به ابزارهای نوک تیز و سخت برای کندن روی سخره ها و سنگ ها به مرور متروک گردید.

4- خط میخی به صورت متصل نوشته نمی شد و جدا از هم بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

_______________

2- تاریخ اجتماعی ایران، جلد هشتم، بخشاول، مرتضی راوندی، موسسه ی انتشارات نگاه، 1374 تهرانف ص11.

0فصل سوم: زبان فارسی باستان

(1-3) زبان فارسی و سرگذ شت آن

زبان فارسي دنباله ی فارسي ميانه و باستان است. فارسي باستان يكي ازشاخه هاي ايراني

باستان است. ايراني باستان با هندي باستان شاخه ها یي از زبان هاي هندي و اروپايي را تشكيل مي دهند.جايگاه اصلي مردمي كه زبان آن ها هند و اروپايي بوده، به درستي معلوم نيست .برخي از دانشمندان آن را دردشتهاي جنوب روسيه فرض نموده كه بعد ها از آن جا گروهي به سوي هند و ايران و گروهي به سوي اروپا كوچ كرده و در آن جاها سكونت گزيده اند. از اوايل هزاره اول پيش از ميلاد مسيح كه ايرانيان شروع به اشغال  ايران كردند؛ تا هنگام تاسيس دولت ماد در سال 708 پيش از ميلاد مسيح ، زبان ايران باستان به صورتهاي مختلفي تحول پيدا كرده و زبان هاي متعددي در نواحي مختلف ايران از آن به وجود آمده بود. هر يك از اين زبانها داراي ويژگيهايي شده بود كه آن ها را به كلي از يكديگر و از ايران باستان ممتاز مي ساخت. از ايران باستان تا آن جا كه مدرك در دست داريم چهار زبان مستقيما ً منشعب شده است:

1- اوستايي   2- مادي   3- سكايي   4- فارسي باستان.

به يقين مي توان گفت كه زبانهاي ديگري هم مستقيما ً از ايران باستان منشعب شده بودند كه از

آنها چيزي باقي نمانده است. چون در دوره ميانه و در دوره نوين زبانهايي مانند سغدي و بلوچي داريم كه هيچ يك از آن ها را به ملاحظات زبان شناسي نمي توان از زبان هاي اوستايي و مادي و سكايي و فارسي باستان منشعب دانست. پس ناچاريم بپذيريم زبان سغدي دنباله ی سغدی باستان ، وهم چنين  زبان بلوچي دنباله ی زبان بلوچی باستان است.دوره باستان به طور كلي از 1000 سال پيش از ميلاد مسيح سال استقرار ايرانيان در سرزمين ايران تا 331 پيش از ميلاد مسيح سال سقوط هخامنشيان را دربر مي گيرد.

(2-3) زبانهاي دوره باستان

1- اوستايي

اوستاي امروزي حدود يك سوم اوستاي دوره ساساني است. اوستاي دوره ساساني آن طور كه

از «دين كرت» كتاب هاي هشتم و نهم برمي آيد بيست و يك «نَسك» يعني كتاب داشته است. اوستاي امروزي داراي بخشهاي زير است:

1- یَسنا 2- ویسپرِد3- وَندیداد 4- یَشتها 5- خرده اوستا

2- زبان مادي

زبان مادي ، زبان قديم ماد بوده است.از اين زبان نوشته اي دردست نيست. از اين زبان

تعدادي واژه در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است. از آن جمله است:

wazarka:بزرگ ،zba:اعلام كردن ،xsayaoya:شاه ،:asanسنگ ،mir0ran:مهر.

3- زبان سكايي

سكاها از هزاره اول پيش از ميلاد مسيح تا هزاره اول ميلادي منطقه وسيعي را از  كناره هاي

درياي سياه تا مرزهاي چين در تصرف داشتند. از زبان سكاها ی مغرب كه در كناره هاي درياي سياه و جنوب روسيه زندگي  مي كرده اند، تعدادي واژه در كتابهاي يوناني و لاتيني باقي مانده است. چند واژه از سكايي غربي كه در نوشته هاي يوناني و لاتيني آمده است:

arvant:تند و سريع ،aspa:اسب ،atar:آذر ،bazu:بازو ،:carmaچرم ،:cyavشدن ، gausa:گوش ،hapta:هفت ،huska:خشك.

4- زبان فارسي باستان

كتيبه داريوش بر كوه بيستون واقع بر راه همدان به كرمانشاه حك شده است.اين كتيبه با ترجمه

به زبانهاي اكدي و ايلامي همراه هست. در اين كتيبه داريوش زندگي خود را شرح داده است.

فارسي باستان به الفبايی نوشته شده كه به سبب شباهت نشانه هاي آن به ميخ، الفباي ميخي

مي گويند. الفباي ميخي 36 حرف،2واژه جدا كن و8 انديشه نگار دارد. به جاي اين كه واژه اي را با نشانه هاي الفبايي بنويسيم، براي دلالت بر آن شكلي را به كار  برده اند اين شكل را انديشه نگار

ناميده اند.

 

 

 

 

_______________

1- اندیشه نگار از 5 کلمه ی اصلی تشکیل شده است که عبارتند از: 1- شاه 2- کشور 3- خدا 4- زمین 5- اهورا مزدا

الفباي فارسي باستان كه از چپ به راست نوشته مي شده،الفبايي هجايي است، يعني صامت

و مصوت با هم همراه هستند.از خصوصيت هاي عمده ي زبان هاي اوستايي و فارسي باستان وجود حالات هشتگانه فاعلي و مفعولي و مفعولي معه و مفعولي عنه و اضافي و مفعولي فيه و ندايي و جنس هاي مذكر و مونث و خنثي و شمار مفرد و مثني و جمع براي اسم و صفت و ضمير است.

(3-3) زبان و خط پهلوی

خطی که زبان پهلوی را با آن می نوشتند ابتدا خط آرامی نام داشت که با تغییراتی به خط پهلوی

راه یافته و به خاطر ساده بودن مورداستفاده قرار گرفته بود. گفته اند زبان پهلوی یا فارسی میانه را اشکانیان از مدتها پیش بین خود تکلم می کردند و پس از چندی آن را رسمی ساختند.

زبانشناسان عقیده دارند که پارت یا (پرثو) به مرور (پرهو) و بعد به (پلهو) و سپس به (پهلو) تبدیل شده و زبان و خط مربوط به آن پهلوی نام گرفته است.

خط دوره ی اشکانیان به پهلوی اشکانی معروف است. غیر ازاین خط، خطوط آرامی و یونانی

و سریانی نیز در این دوره رواج داشت و خط و زبان هخامنشیان جز در موارد بسیار معدود ازبین رفت. دلیل آن هم همان گونه که پیش از این ذکر گردید مشکلات درطرز نوشتن آن بود.

وقتی اشکانیان نیز خط ساده تری را به کار بردن بالطبع مردم نیز تحت تاثیر خط روان تر و

ساده تر پهلوی اشکانی قرارگرفتند، این خط دارای 22 تا 25 حرف بی صدا است به این ترتیب:

اف- ب- پ- ت- ث- ج- چ- خ- د- ر- ز- ژ- س- ش- غ- ف- ک- گ- ل- م- ن- و- ه- ی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(4-3) زبان هاي دوره ميانه

زبان هاي دوره ميانه به دو گروه تقسيم مي شوند:

الف- گروه ايراني ميانه غربی، شامل فارسي ميانه و پهلوي اشكاني.

ب- گروه ايراني ميانه شرقي، شامل بلخي ، سكايي ، سغدي و خوارزمي. شمار مثني و جنس هاي سه گانه مذكر ،مونث ، خنثي و حالتهاي هشتگانه فاعلي ، مفعولي معه ،مفعولي له ، مفعولي عنه ، اضافي ، مفعولي فيه و ندايي ايراني باستان به زبانهاي ايراني ميانه غربي نرسيده اند. زبانهاي ايران ميانه غربي جنس هاي سه گانه و برخي از حالتهاي هشتگانه را حفظ كرده اند.

(5-3) زبانهاي ايران ميانه غربي

1-فارسي ميانه

فارسي ميانه كه زبان رسمي ايران در دوره ساسانيان بوده دنباله فارسي باستان است. آثار

بازمانده از فارسي ميانه بسيار زياد است و مي توان آنها را به چهار دسته تقسيم كرد:

الف- كتيبه هاي پهلوي

كتيبه هاي پهلوي به سه دسته تقسيم مي شوند:

1- كتيبه هاي شاهنشاهي ساساني.اين شاهنشاهان از خود كتيبه بجاي گذاشته اند:

اردشير اول (224-241 ميلادي)،شاپور اول (241-271 ميلادي)، بهرام اول (271-275 ميلادي)،نرسي (293-301 ميلادي)،شاپور دوم (309-379)،شاپور سوم (383-388 ميلادي).

2- كتيبه هاي رجال دوره ساساني. از رجال دوره ساساني كرتير روحاني مهم زمان شاهنشاهان نخستين ساساني، مهر نرسي بزرگ فرمذار (صدر اعظم) زمان يزدگرد اول (399-420 ميلادي)، بهرام پنجم (420-440 ميلادي ميلادي) و يزدگرد دوم (440-457 ميلادي) كتيبه از خود به جاي گذاشته اند.

 

3- كتيبه هاي شهر دورا. دورا از شهر هاي قديمي سوريه واقع در شرق نينواي قديمي و

موصل امروزي بوده است. اين شهر را شاپور اول ويران نمود. در كنيسه يهوديان اين شهر كتيبه هايي به يادگار حك شده است.

      الفبايي كه كتيبه هاي پهلوي بدان می نوشتند، از اصل آرامي گرفته شده ، نشانه هايي الفبايی جدا از هم نوشته مي شده اند و هر نشانه در هر جاي كلمه كه مي آمده تنها يك صورت داشته است. نشانه هاي الفبايي از راست به چپ نوشته مي شدند. در كتيبه هاي پهلوي «هزوارش» به كار رفته است.4

ب- زبور پهلوي

در دوره ساسانيان مسيحيان ايران كتابهايي به فارسي ميانه نوشته و يا از كتابهاي ديني خود به

فارسي ميانه ترجمه كرده بودند. از نوشته ها و ترجمه هاي آنها تنها ترجمه بخشي از «زبور» همراه با نوشته هاي مانوي به دست آمده كه متعلق به سده هشتم ميلادي است.

الفبايي كه زبور پهلوي بدان نوشته شده حد فاصله ميان الفباي كتيبه هاي پهلوي و الفباي پهلوي

كتابي است. نشانه هاي الفبايي جدا از هم و از راست به چپ نوشته مي شدند. در زبور «هزوارش» به كار رفته است.

 

 

 

_________________

2- هزوارش: به آن دسته از کلمات و حروف ها گفته می شود که ما به آن شکل الفبایی ای که می نویسیم به همان گونه نمی خوانیم مثل زبان انگلیسی که می نویسیم و فارسی می خوانیم.

ج- نوشته هاي زردشتيان

نوشته ها زردشتيان به طور كلي به چهار دسته تقسيم مي شوند:

1- ترجمه هاي اوستا به فارسي ميانه. علماي زردشتي در دوره ساسانيان براي آن كه مردم

ايران بتوانند اوستا را بخوانند و بفهمند، آنرا به زبان زنده زمان خود يعني فارسي ميانه ترجمه كردند و بر آن تفسير نوشتند. ترجمه و تفسير اوستا به فارسي ميانه، «زنده» ناميده شده است. زنده بخشهاي مختلف اوستا ،به جز زنديشتها، به طور ناقص به جاي مانده است.

2- متن هاي ديني. اين بخش شامل كتاب هايي مي  شود كه به فارسي ميانه درموضوع هاي

ديني نوشته شده اند.مهم ترين متن هاي ديني عبارتند از: «دينْ كَرْت»، «بُنْدَهش»،«داتِسْتان ِدينيك»،«نامه هاي منوچهر»،«گزيده هاي زاتْ سَپَرم»،«شِكَنْد گُمانيكْ و ِچار»،«شايست نه شايست»، «مينوي خرد»،«روايات پهلوي»،«گُجَسْتَك اَبالِش»،«جاماسب نامه»،«اندرز بزرگمهر»،«اندرز پوريو تكيشان» و «اندرز دانيان به مزديسنان».

3- متن هاي غير ديني. مهمترين كتابهاي غير ديني عبارت اند از: «كارنامه اردشيربابكان»،

«خسرو قباديان وريدك»،«شهرهاي ايران»،«افديها و سهيگيهاي سگستان» (عجايب و غرايب سيستان). الفبايي كه نوشته هاي زردشتيان بدان نوشته شده، دنبال الفباي زبوري است و آن خود دنباله

الفباي كتيبه هاست.نشانه هاي اين الفبا ازراست به چپ و متصل به هم نوشته مي شده اند. برخي از نشانه ها تنها به نشانه پيش از خود و برخي ديگر هم به نشانه پس از خود متصل مي شده اند. اتصال نشانه هاي الفبايي سبب مي شده كه صورت متصل آنها با صورت اصلي تفاوت داشته باشد.

د- نوشته هاي مانويان

نوشته هاي ماني و مانويان دراوايل سده بيستم ميلادي از واحه ترفان، واقع در تركستان چين به

دست آمدند. آثار به دست آمده از ترفان قطعه قطعه هستند و جز در مواردي نمي توان گفت كه اين يا آن قطعه از كدام يك از كتاب هاي ماني و يا پيروان اوست. آثار ماني و پيروان او به طور كلي به چهاردسته تقسيم مي شوند:

1- آثار مربوط به آفرينش جهان و جهانيان. 2- نامه هاي بزرگان دين ماني كه به هم نوشته اند.

3 - سرود هايي كه در ستايش خداي ايزدان دين ماني سروده شده اند.4- دعاها و اندرزهاي ماني.

الفبايي كه آثار ماني و پيروان او بدان نوشته شده، الفبايی است كه از اصل سرياني گرفته شده

است. نشانه هاي الفباي مانوي از راست به چپ و جدا از هم نوشته مي شده اند. در نوشته هاي مانوي هزوارش به كار نرفته است. الفباي سرياني از الفباي آرامي گرفته شده است.  

 

 

 

2- پهلوي اشكاني

زبان پهلوي اشكاني زبان سرزمين «پهلوي» بوده كه بر خراسان امروزي و برخي از نواحي

مجاور آن اطلاق مي شده است. از پهلوي اشكاني باستاني اثري به جاي نمانده است. آثار بازمانده از دوره ميانه به دسته هاي زير تقسيم مي شود:

الف- آثارپهلوي اشكاني ازدوره اشكانيان

از دوره اشكانيان از پهلوي اشكاني آثار زير به جاي مانده است:

1- در سالها ي1949-1958 سفالينه هايي از شهر«نسا» واقع در نزديكي عشق آباد به دست آمدند. نسا پايتخت قديم اشكانيان بوده است. بر روي سفالينه ها نوشته هايي به پهلوي اشكاني ثبت شده است.

2- قباله اورامان كردستان از سال 88 پيش از ميلاد مسيح.

ارمنستان از ميانه سده اول پيش از ميلاد مسيح تا پايان حكومت اشكانيان زير نفوذ اشكانيان بوده است به همين سبب تعدادي زياد واژه پهلوي اشكاني به زبان ارمني راه پيدا كرده است.

 

ب- آثار پهلوي اشكاني از دوره ساساني

آثار بازمانده از پهلوي اشكاني در دوره ساساني به دو دسته تقسيم مي شوند:

1- كتيبه هاي پهلوي اشكاني. اين كتيبه ها ازپادشاهان نخستين ساساني مانند اردشير اول هستند.

2- آثار ماني و پيروان او. آثار ماني و پيروان او در اوايل سده بيستم ميلادي از واحه ترفان همراه با آثاري از ماني و پيروان او به فارسي ميانه به دست آمده اند.

 

(6-3) عوامل عدم استفاده از خط پهلوی

عواملی که باعث شد خط پهلوی به سبب دشواری هایش مورد استفاده قرار نگیرد عبارتند از:

1- برخی مصوت ها (حروف صدا دار) همواره در نوشتار منعکس نمی شود.

2- پاره ای ازعلائم نوشتاری (حروف ها) نمودار چند واج اند.

3- شکل علامت های نوشتاری واحد در جاهای گوناگون دگرگونی می پذیرد و به ویژه در شکسته نویسی تعریف می شود و در نتیجه با علامت های دیگر مشابه می گردد.

4-املای واژه ها غالبا ً تلفظ تاریخی یعنی زبان گفتاری پیش ازروزگار ساسانیان را منعکس

می سازد نه تلفظ زمان مارا.

5- بعضی از واژه ها یا گاهی جزئی از یک واژه به زبان آرامی و به خط پهلوی نوشته می شود اما هنگام خواندن معادل پارسی میانه ی آنها به تلفظ درمی آید.

 

 

فصل چهارم

 

نتیجه گیری :

اولین خطی که ایرانیان در نوشته های خود از آن استفاده می کردند خط میخی بود.

سرگذشت خط میخی به دوران هخامنش (جد کوروش) بر می گردد و با استفاده از نخستین لوح های به دست آمده از آن دوران وگفته های پروفسور هالوگ می توان به این واقعیت پی برد.

و با تکیه بر همین اسناد می توان گفت: خط میخی هخامنشی در ایران بزرگ و به دست آریایی ها ویرایش شده است و از هیچ گونه کشوری اقتباس نشده است.

بدون شک آریایی ها توانسته بودند خط تصویری را به خط کامل و واقعی که خط الفبایی

است تبدیل کنند که نشانه ی توانائی آنان در این دوران است، همچنین باید قدردان داریوش هخامنش باشیم زیرا که اگر هوشیاری او در نوشتن کتیبه ی بیستون نبود هیچ گاه راولینسن ودیگر دانشمندان نمی توانستند به اسرار خط میخی پی ببرند.

مسلماً خط میخی دارای نواقص و اشکالاتی بود که به مرور زمان کنار گذاشته شده مانند:

زبان فارسی باستان که گذشته ی  آن به دشت های جنوب روسیه بر می گردد، دستخوش تغییرات

می شود و زبانهای: اوستایی ـ مادی ـ سکایی و فارسی باستان از آن منشعب می شود. 

 از این مباحث و مطالب می توانیم دریابیم که زبان به تدریج پس از اینکه توسط آدمی از

طریق گفتار به نوشتار درآمد کم کم شکل نوشتاری از صورت گفتاری خود فاصله گرفته ودر گذر زمانه شکلی متفاوت ومخصوص به خود پیدا کرده است و این را می توانیم دریابیم که خط بعد از قوم هایی مانند اشکانی و ساسانی و حتی بعد از آن ها نیز دچار تغییرات شد که بعد از آنها اسلام وارد قوم ما شد و زبان بازهم دچار تغییرات شد وتا به امروز به زبان فارسی تبدیل شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

 

1-ابوالحسنی،محسن،(1375)،زبان فارسی و سرگذشت آن،تهران،انتشارات هیرمند،جلد اول، چاپ حیدری.

2-آموزگار،ژاله و تفضلی،احمد،(1382)،زبان پهلوی،ادبیات و دستورآن،تهران، انتشارات معین،چاپ چهارم،جلد اول.

3-ناتل خانی،پرویز،(1377)،تاریخ زبان فارسی،تهران،انتشارات فردوسی،چاپ ششم، جلد اول.

4-اورانسکی،ای.ام.:زبان های ایرانی،ترجمه کریم،کشاورز(ازروسی)،چاپ نشده.

5- ______.:مقدمه فقه اللغهٌ ایرانی،ترجمه کریم کشاورز(ازروسی)،چاپ نشده.

6- داند امایف،م.آ،ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی،ترجمه روحی ارباب، تهران،انتشارات علمی فرهنگی،1373.

7- دیا کونوف،ا.م.،تاریخ ماد،ترجمه کریم کشاورز،تهران،انتشارات علمی فرهنگی، 1373.

8- فرزام، مصطفی،1381، خط و زبان در گذرفرهنگ ایران(از نگاهی نو)، تهران، قوانین،پرستو.

9- تاریخ اجتماعی ایران، جلد هشتم، بخشاول، مرتضی راوندی، موسسه ی انتشارات نگاه، 1374 تهرانف ص11.

10- تفضلی، احمد، 1378، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران، سخن، چاپ سوم، 452 ص.

11- آقایی، معصومه، 1387، روش های تحقیق علمی، مازندران، ملرد،چاپ اول.

12-

www.irhcblog sky.com    

13-

        www.jamejamskid.com

 

به پایان آمد این دفتر     

حکایت هم چنان باقیست

 

خوب بچه ها سلام سامان هستم امیدوارم که تحقیق ما مورد قبول تون واقع شده باشه در ضمن سووتیه منم نادیده گرفته بشه الهی آمین 

به نام خدا

به نام خدا

دوستان عزیزم سلام

به لطف خدا و همیاری دوستان و به عشق تاریخ و تمدن ایران وبلاگ گروه تاریخ شناسان دهخدا-کرج ساخته شد.

در زیر به برای شما بازدید کننده گرامی گروه را معرفی می کنم.

گروه تاریخ شناسان مدرسه دهخدا واقع در کرج متشکل از 3 تن از دانش آموزان رشته انسانی (سپهر شمس، سامان مظلومی و علیرضا نورمحمدی) زیر نظر استاد محسنی دبیر بزرگوار تاریخ جهت شرکت در همایش تاریخ ایران در تاریخ 12 اردیبهشت سال 1389 تشکیل شد.

امیدواریم گروه تاریخ شناسان دهخدا-کرج نمایندگان خوبی از ناحیه 1 کرج در این دوره از مسابقات باشند.

شرح کامل تحقیق بعد از روز ارائه در این وبلاگ قرار می گیرد،همچنین شما میتوانید برای ارتباط با هریک از افراد این گروه به وبلاگ مراجعه کرده و در بخش نظرات نظر خودتان را اعلام کنید.